عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
75
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
طافيه « 1 » و سدّ الماء [ است ] و هريك از مالكين آب از ساير مزارعات حولوحوش آن آورده سهمى حاصل خود را مشروب مىسازند . و كريم خان سرتيپ كه مالك سه دانگ شريكآباد است قناتى از نو براى سهم خود بريده « 2 » است . محمدآباد خالصه - شكار دو آهو 96 و هزار قدم از آنجا گذشته به اراضى محمّدآباد خالصه كه وصل به بنگاه و قلعهء ريگان است مىرسد . راه امروز پنج فرسنگ و جزئى سراشيب [ بود ] و غالبا در [ 61 ] جنگل سير مىكند و به نهايت سهل العبور است و خطش به جنوب مايل به شرق و در راه چنان كه ذكر شد در سه چهار نقطه آب جارى است . ولى خود من محض شكار درّاج و صيد آهو از ابتداء از راه خارج [ شدم ] و با اجزاء شكار بهطرف دست راست جادّه رفتيم و بدوا درّاج با قوش شكار كرده قوشها را سير نموده از جنگل خارج [ شديم ] و بعد از آن به دشت وسيعى كه در دامنهء كوههاى جبال بارز و طرف غرب است به شنزارى رسيده و قريب يك فرسنگ و نيم در آن دامنه تاختوتاز كرده يك گلّهء آهو ديديم و آقا على پيشخدمت تاخت كرده دو آهو زد و بعد از آن به سنگلاخ سختى رسيديم . شكار هشت آهو 97 و چون حاجى سهراب خان را كه پيرمرد مجرّب ممتحنى است بعضى از روزها براى صحبت كردن همراه خود به شكار مىبرم در اين بين با مشار اليه نذر بستيم كه اگر امروز را من بهدست خود آهوئى بزنم يك امپريال به مشار اليه بدهم و هرگاه آهو نزدم او يك اشرفى به من بدهد . و بالاتفاق همان ساعت كه در آن سنگلاخ عبور مىكرديم يك دو گل آهو پيدا شد و دو سه تير هم به آنها زدم و هيچكدام نخورد و بعد از آن يك آهو تك بهطرف من آمد و اسب تاخت كرده آن را به اوّل تير انداختم و همانساعت امپريال را به حاجى سهراب خان داده دين خود را ادا و به نذر خود وفا كردم و به اين حالت تا منزل پنج رأس ديگر تا ورود ريگان به قرار تفصيل ذيل شكار كرديم . آقا على پيشخدمت ، سه رأس - حسين آقا بيك جلودار ، رأس - ميرزا خان
--> ( 1 ) - اصطلاح مرسوم در آن نواحى به معنى خراب و خوابيده . ( 2 ) - از اصطلاحات كشاورزى در آن نواحى .